تبلیغات
مجمع حیدریون شهرستان میبد - قیام تاشهادت امام حسین«ع» قسمت نهم«بخش اول»

قیام تاشهادت امام حسین«ع» قسمت نهم«بخش اول»

برای مشاهده متن ازقیام تاشهادت حضرت«قسمت نهم(بخش اول)» به ادامه مطلب بروید... از قیام تاشهادت حضرت«قسمت نهم(بخش اول)»

هشتم‌ ذی‌ الحجه‌ سال‌ 60 هجری‌ (خروج‌ مسلم‌ بن‌ عقیل‌ با چهار هزار نفر ازهمراهانش‌ از كوفه‌)

همین‌ كه‌ خبر دستگیری‌ و زندانی‌ شدنی‌ هانی‌ در شهر منتشر شد، مسلم‌ دانست‌كه‌ دیگر درنگ‌ جایز نیست‌ و باید از نهان‌گاه‌ بیرون‌ آید و جنگ‌ را آغاز كند. پس‌ جارچیان‌خود را فرستاد تا مردم‌ را آگاه‌ سازند. نوشته‌اند از هیجده‌ هزار تن‌ كه‌ با او بیعت‌ كرده‌ بودندچهار هزار تن‌ در خانه‌ هانی‌ و خانه‌های‌ اطراف‌ گرد آمده‌ بودند. مسلم‌ آنان‌ را به‌ دسته‌هایی‌ تقسیم‌ كرد و هر دسته‌ای‌ را به‌ یكی‌ از بزرگان‌ شیعه‌ سپرد. دسته‌ای‌ از این‌ جمعیت‌به‌ قصر ابن‌ زیاد روانه‌ شدند، ولی‌ ابن‌ زیاد موفق‌ شد آن‌ مردم‌ بی‌ تدبیر را با ایجاد اختلاف‌و استفاده‌ از حربه‌ تهدید متفرق‌ سازد. نتیجه‌ این‌ شد كه‌ در شامگاه‌ آن‌ روز جز سی‌ تن‌ با اونماندند. چون‌ نماز مغرب‌ را خواند. یك‌ تن‌ از یاران‌ خود را همراه‌ نداشت‌.

مسلم‌ چون‌ نماز شام‌ را خواند و خود را تنها دید در كوچه‌های‌ كوفه‌ سرگردان‌ شد، درحالی‌ كه‌ گروه‌ زیادی‌ در جستجوی‌ وی‌ بودند، تا سرانجام‌ زنی‌ به‌ نام‌ «طوعه‌» كه‌ از شیعیان‌علی‌ (ع) بود او را درون‌ خانه‌ برد و پناه‌ داد. اما شب‌ هنگام‌ پسر وی‌ از وجود مسلم‌ در خانه‌مطلع‌ شد و به‌ ماموران‌ عبیدالله‌ خبر داد. همین‌ كه‌ ابن‌ زیاد پناهگاه‌ مسلم‌ را دانست‌،«محمد اشعث‌» را با شصت‌ یا هفتاد تن‌ برای‌ دستگیری‌ وی‌ فرستاد .مسلم‌ پس‌ ازدرگیری‌ با ماموران‌ ابن‌ زیاد ونشان‌ دادن‌ رشادت‌ها و شجاعت‌های‌ بسیار مجروح‌ ودستگیر شد و در روز نهم‌ ذی‌ الحجه‌ سال‌ 60 هجری‌ قمری‌ به‌ همراه‌ هانی‌ به‌ دستور ابن‌زیاد به‌ شهادت‌ رسید.

امام‌ حسین‌ (ع) در مسیر خود از مدینه‌ به‌ كربلا ابتدابه‌ منزل‌ «ذات‌ عرق‌ »رسید كه‌در ذات‌ عراق‌ «بشر بن‌ غالب‌ اسدی‌» كه‌ از عراق‌ می‌آمد با سید الشهداء ملاقات‌ كرد و ازاوضاع‌ عراق‌ باخبر شد. در همین‌ منزل‌ بود كه‌ فرزدق‌ رسید وسئوال‌ كرد: یابن‌ رسول‌ الله‌ درموقع‌ حج‌ چرا عجله‌ كردی‌ ؟امام‌ پاسخ‌ داد: اگر من‌ شتاب‌ نمی‌كردم‌ در مكه‌ مرا دستگیرمی‌كردند و با ریختن‌ خون‌ من‌ در خانه‌ خدا احترام‌ كعبه‌ را از بین‌ می‌بردند. آن‌ گاه‌ حضرت‌از اوضاع‌ كوفه‌ وعراق‌ سوال‌ كرد، فرزدق‌ پاسخ‌ داد: دلهایشان‌ با تو و شمشیرهایشان‌ علیه‌توست‌.»

 

ادامه دارد...



[ سه شنبه 21 مهر 1394 ] [ 10:59 ق.ظ ] [ خادم الحیدر ]
  • کد نمایش افراد آنلاین
  • تماس با ما